معرفی پژوهش؛ اثر حمایت در جامعه افراد ترنس

همکاری در پژوهش کسب اطلاعات بیشتر
روانشناسی

38

تعداد زنان ترنس شرکت‌کننده

119

تعداد مردان ترنس شرکت‌کننده

13

تعداد افراد نان‌باینری شرکت‌کننده

150

تعداد افراد موردنیاز برای همکاری

تعاریف مرتبط با پژوهش

هویت

هویت

مطالعه بیشتر
هویت جنسیتی

هویت جنسیتی

مطالعه بیشتر
نارضایتی جنسیتی

نارضایتی جنسیتی

مطالعه بیشتر
حمایت خانوادگی

حمایت خانوادگی

مطالعه بیشتر
حمایت اجتماعی

حمایت اجتماعی

مطالعه بیشتر
خودکشی

خودکشی

مطالعه بیشتر

هویت

هویت یا کیستی را می‌توان این‌گونه تعریف کرد: یک مقوله اجتماعی که افراد براساس رفتارهای مورد انتظار و نیز دیگر مشخصه‌هایی که با آن شناسایی می‌شوند، تعریف می‌شوند. بعبارتی ویژگی‌های متمایزکننده شخصی، احساس تداوم شخصی و احساس استقلال شخصی که فرد با آن شناخته شده و احساس روانی که از این «کیستی» حاصل می‌شود. «هویت» فرمول جدیدی از شان و جایگاه، افتخار و عزت هر فردیتی است که به طور ضمنی در ارتباط با این است که در پاسخ به «کیستی؟» در چه طبقه و مقوله‌ای از اجتماع، تفکیک شده و قرار بگیرند. در معنای دیگر هویت معطوف است به بازشناسی مرز میان خود و دیگری که حاصل از حضور و هم‌سنجی اجتماعی است.

An “identity" refer to either (a) a social category, defined by membership rules and (alleged) characteristic attributes or expected behaviors, or (b) socially distinguishing features that a person takes a special pride in or views as unchangeable but socially consequential (or (a) and (b) at once). In the latter sense, ”identity" is modern formulation of dignity, pride, or honor that implicitly links these to social categories.
(a) and (b)= all

هویت

هویت جنسیتی

عبارت هویت جنسیتی برای اولین‌بار در اواسط دهه 1960 ابداع شد و احساس درونی مداوم فرد نسبت به تعلق داشتن به جنسیت مرد یا زن را توصیف می‌کرد. اما این مفهوم در طول زمان تکامل یافته و شامل افرادی که خود را متعلق به گروه زن یا مرد نمی‌دانند نیز می‌شود. بعبارتی «مفهوم و محتوای درونی خویشتن هر فرد، نسبت به جنسیت خود (صرف نظر از جنسیت بیولوژیکی‌) هویت جنسیتی نامیده می‌شود». انجمن روانشناسی آمریکا نیز آن‌را چنین توصیف کرد: «احساس اساسی و بنیادین فرد از مرد بودن، زن بودن یا حتی جنسیتی نامشخص».

The expression gender identity was coined in the middle 1960s, describing one’s persistent inner sense of belonging to either the male and female gender category (Money, 1994). The concept of gender identity evolved over time to include those people who do not identify either as female or male: a “person’s self concept of their gender (regardless of their biological sex) is called their gender identity” (Lev, 2004, p. 397). The American Psychological Association (2009a, p. 28) described it as: “the person’s basic sense of being male, female, or of indeterminate sex.”

معرفی پژوهش؛
اثر حمایت در جامعه افراد ترنس

روانشناسی

38

تعداد زنان ترنس
شرکت‌کننده

119

تعداد مردان ترنس
شرکت‌کننده

13

تعداد افراد نان‌باینری
شرکت‌کننده

150

تعداد افراد موردنیاز
برای همکاری

تعاریف مرتبط با پژوهش

هویت

هویت

مطالعه بیشتر
هویت جنسیتی

هویت جنسیتی

مطالعه بیشتر
نارضایتی جنسیتی

نارضایتی جنسیتی

مطالعه بیشتر
حمایت خانوادگی

حمایت خانوادگی

مطالعه بیشتر
حمایت اجتماعی

حمایت اجتماعی

مطالعه بیشتر
خودکشی

خودکشی

مطالعه بیشتر

هویت

هویت یا کیستی را می‌توان این‌گونه تعریف کرد: یک مقوله اجتماعی که افراد براساس رفتارهای مورد انتظار و نیز دیگر مشخصه‌هایی که با آن شناسایی می‌شوند، تعریف می‌شوند. بعبارتی ویژگی‌های متمایزکننده شخصی، احساس تداوم شخصی و احساس استقلال شخصی که فرد با آن شناخته شده و احساس روانی که از این «کیستی» حاصل می‌شود. «هویت» فرمول جدیدی از شان و جایگاه، افتخار و عزت هر فردیتی است که به طور ضمنی در ارتباط با این است که در پاسخ به «کیستی؟» در چه طبقه و مقوله‌ای از اجتماع، تفکیک شده و قرار بگیرند. در معنای دیگر هویت معطوف است به بازشناسی مرز میان خود و دیگری که حاصل از حضور و هم‌سنجی اجتماعی است.

An “identity" refer to either (a) a social category, defined by membership rules and (alleged) characteristic attributes or expected behaviors, or (b) socially distinguishing features that a person takes a special pride in or views as unchangeable but socially consequential (or (a) and (b) at once). In the latter sense, ”identity" is modern formulation of dignity, pride, or honor that implicitly links these to social categories.
(a) and (b)= all

هویت جنسیتی

عبارت هویت جنسیتی برای اولین‌بار در اواسط دهه 1960 ابداع شد و احساس درونی مداوم فرد نسبت به تعلق داشتن به جنسیت مرد یا زن را توصیف می‌کرد. اما این مفهوم در طول زمان تکامل یافته و شامل افرادی که خود را متعلق به گروه زن یا مرد نمی‌دانند نیز می‌شود. بعبارتی «مفهوم و محتوای درونی خویشتن هر فرد، نسبت به جنسیت خود (صرف نظر از جنسیت بیولوژیکی‌) هویت جنسیتی نامیده می‌شود». انجمن روانشناسی آمریکا نیز آن‌را چنین توصیف کرد: «احساس اساسی و بنیادین فرد از مرد بودن، زن بودن یا حتی جنسیتی نامشخص».

The expression gender identity was coined in the middle 1960s, describing one’s persistent inner sense of belonging to either the male and female gender category (Money, 1994). The concept of gender identity evolved over time to include those people who do not identify either as female or male: a “person’s self concept of their gender (regardless of their biological sex) is called their gender identity” (Lev, 2004, p. 397). The American Psychological Association (2009a, p. 28) described it as: “the person’s basic sense of being male, female, or of indeterminate sex.”

معرفی پژوهش؛ اثر حمایت در جامعه افراد ترنس

همکاری در پژوهش کسب اطلاعات بیشتر
روانشناسی

38

تعداد زنان ترنس

شرکت‌کننده

119

تعداد مردان ترنس

شرکت‌کننده

13

تعداد افراد نان‌باینری

شرکت‌کننده

150

تعداد افراد موردنیاز

برای همکاری

تعاریف مرتبط با پژوهش

هویت

هویت

مطالعه بیشتر
هویت جنسیتی

هویت جنسیتی

مطالعه بیشتر
نارضایتی جنسیتی

نارضایتی جنسیتی

مطالعه بیشتر
حمایت خانوادگی

حمایت خانوادگی

مطالعه بیشتر
حمایت اجتماعی

حمایت اجتماعی

مطالعه بیشتر
خودکشی

خودکشی

مطالعه بیشتر

هویت

هویت یا کیستی را می‌توان این‌گونه تعریف کرد: یک مقوله اجتماعی که افراد براساس رفتارهای مورد انتظار و نیز دیگر مشخصه‌هایی که با آن شناسایی می‌شوند، تعریف می‌شوند. بعبارتی ویژگی‌های متمایزکننده شخصی، احساس تداوم شخصی و احساس استقلال شخصی که فرد با آن شناخته شده و احساس روانی که از این «کیستی» حاصل می‌شود. «هویت» فرمول جدیدی از شان و جایگاه، افتخار و عزت هر فردیتی است که به طور ضمنی در ارتباط با این است که در پاسخ به «کیستی؟» در چه طبقه و مقوله‌ای از اجتماع، تفکیک شده و قرار بگیرند. در معنای دیگر هویت معطوف است به بازشناسی مرز میان خود و دیگری که حاصل از حضور و هم‌سنجی اجتماعی است.

An “identity" refer to either (a) a social category, defined by membership rules and (alleged) characteristic attributes or expected behaviors, or (b) socially distinguishing features that a person takes a special pride in or views as unchangeable but socially consequential (or (a) and (b) at once). In the latter sense, ”identity" is modern formulation of dignity, pride, or honor that implicitly links these to social categories.
(a) and (b)= all

هویت

هویت جنسیتی

عبارت هویت جنسیتی برای اولین‌بار در اواسط دهه 1960 ابداع شد و احساس درونی مداوم فرد نسبت به تعلق داشتن به جنسیت مرد یا زن را توصیف می‌کرد. اما این مفهوم در طول زمان تکامل یافته و شامل افرادی که خود را متعلق به گروه زن یا مرد نمی‌دانند نیز می‌شود. بعبارتی «مفهوم و محتوای درونی خویشتن هر فرد، نسبت به جنسیت خود (صرف نظر از جنسیت بیولوژیکی‌) هویت جنسیتی نامیده می‌شود». انجمن روانشناسی آمریکا نیز آن‌را چنین توصیف کرد: «احساس اساسی و بنیادین فرد از مرد بودن، زن بودن یا حتی جنسیتی نامشخص».

The expression gender identity was coined in the middle 1960s, describing one’s persistent inner sense of belonging to either the male and female gender category (Money, 1994). The concept of gender identity evolved over time to include those people who do not identify either as female or male: a “person’s self concept of their gender (regardless of their biological sex) is called their gender identity” (Lev, 2004, p. 397). The American Psychological Association (2009a, p. 28) described it as: “the person’s basic sense of being male, female, or of indeterminate sex.”

نارضایتی جنسیتی

«ناهمخوانی آشکار بین جنسیت تجربه شده یا بیان شده هر فرد با جنسیتی که در بدو تولد به وی اختصاص داده شده است». این ناهمگونی جنسیتی در گذشته با عنوان اختلال هویت جنسیتی (GID) یاد می‌شد که با انتشار DSM-5 در سال ۲۰۱۳ برای از بین بردن انگ اجتماعی حاصل از برچسب، عنوان اختلال به اصطلاح «نارضایتی جنسیتی» تغییر یافت. افرادی که این نارضایتی را تجربه می‌کنند، نمی‌توانند با بیان جنسیت خود در هنگام شناسایی و تفکیک در نقش‌های سنتی اجتماعی با عنوان مرد یا زن، ارتباط برقرار کنند. این افراد غالبا به عنوان تراجنسیتی شناخته می شوند.

واژه تراجنسیتی شامل افراد transsexual، intersex، هر گروهی که خارج از جنسیت زن/مرد شناسایی می‌شوند و بطور کلی افرادی که بیان جنسیت و رفتارشان با انتظارات اجتماعی متفاوت است، می‌باشد. این اصطلاح با گرایش جنسی متفاوت است زیرا افراد تراجنسیتی ممکن است گرایش‌های مختلفی داشته باشند اما بطور کلی افراد ترنس‌جندر در دو دسته مرد تراجنستی و زن تراجنسیتی قرار می‌گیرند که به حتم در دوره‌ای از زندگی خود، نارضایتی جنسیتی را تجربه می‌کنند و تنها برخی از آن‌ها خواستار پاسخ‌های پزشکی مانند جایگزینی هورمون، جراحی تطبیق و باز تایید جنسیت یا روان‌درمانی هستند.

Gender dysphoria (previously gender identity disorder), according to Diagnostic and Statistical Manual of Mental disorders are defined as a “marked incongruence between their experienced or expressed gender and the one they were assigned at birth.” People who experience this turmoil cannot correlate to their gender expression when identifying themselves within the traditional, rigid societal binary male or female roles, which may cause cultural stigmatization. This can further result in relationship difficulties with family, peers, friends and lead to interpersonal conflicts, rejection from society, symptoms of depression and anxiety, substance use disorders, a negative sense of well-being and poor self-esteem, and an increased risk of self-harm and suicidality. People with gender dysphoria commonly identify as transgender.

TRANSGENDER: Since the 1990’s the word transgender has been used primarily as an umbrella term to describe those people who defy societal expectations and assumptions regarding gender (e.g., Lev, 2004; American Psychological Association, 2009a). It includes people who are transsexual and intersex, but also those who identify outside the female/male binary and those whose gender expression and behavior differs from social expectations. As in the case of sexual orientation, people perceived or described by others as transgender – including transsexual men and women – may identify in various ways (e.g., Pinto and Moleiro, 2015). People with this condition should be provided with psychiatric and psycotherapy support. Hormonal therapy and surgical therapy are also available depending on the individual case and patient needs.

خودکشی و افکار خودکشی

خودکشی به معنای پایان دادن به زندگی خود بطور عمدی می‌باشد و افکار خودکشی را نیز می‌توان یک میل مبهم، اما با نفوذ برای مردن تا نقشه کامل خودکشی در نظر گرفت. رفتارهای خودکشی در سه دسته کلی قرار می‌گیرند: «افکار خودکشی» بدین معناست که اشتغال ذهنی و فکری و نیز امیال فرد متمرکز بر رفتارهایی است که زندگی خود را پایان بخشد. «برنامه خودکشی» به تدوین روش خاصی اشاره دارد که فرد از طریق آن قصد مرگ دارد و «اقدام به خودکشی» که به معنای بکارگیری رفتار بالقوه آسیب‌رسان به خود است که به قصد مرگ می‌انجامد. لازم به ذکر است که اکثر محققان و پزشکان رفتار خودکشی را از خودزنی بدون قصد خودکشی (به خودآسیبی اشاره دارد که در آن فرد قصد مرگ ندارد) متمایز می‌کنند.

SUICIDAL IDEATION: We define suicide as the act of intentionally ending one's own life. Nonfatal suicidal thoughts and behaviors (hereafter called “suicidal behaviors”) are classified more specifically into three categories: suicide ideation, which refers to thoughts, wishes, and preoccupations of engaging in behavior intended to end one's life; suicide plan, which refers to the formulation of a specific method through which one intends to die; and suicide attempt, which refers to engagement in potentially self-injurious behavior in which there is at least some intent to die. Most researchers and clinicians distinguish suicidal behavior from nonsuicidal self-injury (e.g., self-cutting), which refers to self-injury in which a person has no intent to die; such behavior is not the focus of this review.

حمایت خانوادگی

خانواده نخستین نهاد و شالوده اجتماعی است که اعضاء در آن متولد شده و پرورش می‌یابند. از این‌رو والدین می‌توانند بعنوان یک تسهیل‌گر یا مانع، نقش بسیار مهمی در رشد روانشناختی فرزندان داشته باشند. خانواده بعنوان یک تامین‌کننده نقش حمایت‌های عاطفی، مالی، مادی و فیزیکی را برعهده دارد و نیز بر طبق اعتقاد نظریه‌پردازان می‌توان بیان داشت والدین با داشتن نقش الگو با انتقال ارزش‌ها، اهداف و انتظاراتشان، تاثیر بسیاری بر شکل‌گیری خودپنداره و روند زندگی اعضاء نیز دارند. پس والدین می‌بایست با گوش دادن به صحبت‌های فرزندان، حمایت از رفتارهای مثبت، پسندیده و سالم و توجه کردن به احساسات و عواطف آن‌ها کمک کنند تا فرزندان با ایجاد رابطه‌ای نزدیک و صمیمانه با آن‌ها درصدد مقابله با تنش‌ها و بحران‌های زندگی برآیند. لازم است والدین اجازه دهند تا با صحبت و گفتگو، احساس مسئولیت و ارزشمندی و خودکارآمدی در آن‌ها رشد کرده و تقویت شود و نیز با گزینش روش‌های معقول و سنجیده، راه رسیدن به استقلال فردی و رشد اجتماعی را برای فرزندان روشن نمایند.

خداپناهی، م؛ اصغری، آ؛ صالح صدق پور، ب؛ کتیبایی، ژ.(1388). ساختف اعتباریابی و رواسازی پرسشنامه حمایت اجتماعی خانواده(مطالعه مقدماتی)، فصلنامه خانواده پژوهی، سال پنجم، شماره 20، ص439-423.
ناصح، م؛ قاضی نور، م؛ جغتایی، م؛ نجومی، م؛ ریشتر، ی.(1390).گونه فارسی پرسشنامه حمایت اجتماعی، فصلنامه علمی-پژوهشی رفاه اجتماعی، سال یازدهم، شماره 41، 265-251.
وحید دستجردی، ل؛ نیلفروشان، پ.(1394).امید شغلی: نقش عوامل شخصی، اجتماعی و حمایت اجتماعی، پژوهش نامه روانشناسی مثبت، سال اول، شماره چهارم، پیاپی4، ص28-15.

حمایت اجتماعی

حمایت اجتماعی يك شبکه اجتماعی و عامل محافظتی است كه براي افراد منابع روان‌شناختي و محسوسي را از جمله آرامش احساسی و جسمانی فراهم می‌كند تا بتوانند با شرايط استرس‌زای زندگي و مشكلات روزانه كنار بيايند. بطور معمول حمايت اجتماعي به 4 دسته تقسیم می‌شود:
1. حمایت احساسی: این همان چیزی است که اکثر افراد در زمان صحبت از حمایت اجتماعی به آن فکر می‌کنند و بصورت کلی دربرگيرنده احساس عشق ورزیدن، اهميت دادن و درك طرف مقابل است.
2. حمایت عملی: با نام حمایت ملموس نیز یاد می‌شود و به کمک‌های مادی اطلاق می‌شود که باعث می‌شود شما وظایف خود را در زندگی روزمره بهتر تکمیل کنید. مانند دریافت پول، غذا، بردن فرد به دکتر، کمک در اسباب کشی و...
3. حمایت اطلاعاتی: شامل فراهم آوردن اطلاعات و يا پيشنهادات است و فرد را قادر می‌سازد تا با مشكلات و سختی‌ها كنار بيايد و یا بعبارت دیگر افراد با به اشتراک گذاشتن دیدگاهشان درباره یک شرایط خاص یا صحبت درباره نحوه مدیریت در آن شرایط، به شما کمک می‌کنند تا درک بهتری درباره یک موقعیت و انتخاب بهترین شیوه مدیریت و حل مسئله پیدا کنید.
4. تعامل مثبت: به حمایتی گفته می‌شود که فرد از گذراندن زمانی با دیگران در گروه‌های اجتماعی دریافت می‌کند.

مطالعه بیشتر

نارضایتی جنسیتی

«ناهمخوانی آشکار بین جنسیت تجربه شده یا بیان شده هر فرد با جنسیتی که در بدو تولد به وی اختصاص داده شده است». این ناهمگونی جنسیتی در گذشته با عنوان اختلال هویت جنسیتی (GID) یاد می‌شد که با انتشار DSM-5 در سال ۲۰۱۳ برای از بین بردن انگ اجتماعی حاصل از برچسب، عنوان اختلال به اصطلاح «نارضایتی جنسیتی» تغییر یافت. افرادی که این نارضایتی را تجربه می‌کنند، نمی‌توانند با بیان جنسیت خود در هنگام شناسایی و تفکیک در نقش‌های سنتی اجتماعی با عنوان مرد یا زن، ارتباط برقرار کنند. این افراد غالبا به عنوان تراجنسیتی شناخته می شوند.

واژه تراجنسیتی شامل افراد transsexual، intersex، هر گروهی که خارج از جنسیت زن/مرد شناسایی می‌شوند و بطور کلی افرادی که بیان جنسیت و رفتارشان با انتظارات اجتماعی متفاوت است، می‌باشد. این اصطلاح با گرایش جنسی متفاوت است زیرا افراد تراجنسیتی ممکن است گرایش‌های مختلفی داشته باشند اما بطور کلی افراد ترنس‌جندر در دو دسته مرد تراجنستی و زن تراجنسیتی قرار می‌گیرند که به حتم در دوره‌ای از زندگی خود، نارضایتی جنسیتی را تجربه می‌کنند و تنها برخی از آن‌ها خواستار پاسخ‌های پزشکی مانند جایگزینی هورمون، جراحی تطبیق و باز تایید جنسیت یا روان‌درمانی هستند.

Gender dysphoria (previously gender identity disorder), according to Diagnostic and Statistical Manual of Mental disorders are defined as a “marked incongruence between their experienced or expressed gender and the one they were assigned at birth.” People who experience this turmoil cannot correlate to their gender expression when identifying themselves within the traditional, rigid societal binary male or female roles, which may cause cultural stigmatization. This can further result in relationship difficulties with family, peers, friends and lead to interpersonal conflicts, rejection from society, symptoms of depression and anxiety, substance use disorders, a negative sense of well-being and poor self-esteem, and an increased risk of self-harm and suicidality. People with gender dysphoria commonly identify as transgender.

TRANSGENDER: Since the 1990’s the word transgender has been used primarily as an umbrella term to describe those people who defy societal expectations and assumptions regarding gender (e.g., Lev, 2004; American Psychological Association, 2009a). It includes people who are transsexual and intersex, but also those who identify outside the female/male binary and those whose gender expression and behavior differs from social expectations. As in the case of sexual orientation, people perceived or described by others as transgender – including transsexual men and women – may identify in various ways (e.g., Pinto and Moleiro, 2015). People with this condition should be provided with psychiatric and psycotherapy support. Hormonal therapy and surgical therapy are also available depending on the individual case and patient needs.

خودکشی و افکار خودکشی

خودکشی به معنای پایان دادن به زندگی خود بطور عمدی می‌باشد و افکار خودکشی را نیز می‌توان یک میل مبهم، اما با نفوذ برای مردن تا نقشه کامل خودکشی در نظر گرفت. رفتارهای خودکشی در سه دسته کلی قرار می‌گیرند: «افکار خودکشی» بدین معناست که اشتغال ذهنی و فکری و نیز امیال فرد متمرکز بر رفتارهایی است که زندگی خود را پایان بخشد. «برنامه خودکشی» به تدوین روش خاصی اشاره دارد که فرد از طریق آن قصد مرگ دارد و «اقدام به خودکشی» که به معنای بکارگیری رفتار بالقوه آسیب‌رسان به خود است که به قصد مرگ می‌انجامد. لازم به ذکر است که اکثر محققان و پزشکان رفتار خودکشی را از خودزنی بدون قصد خودکشی (به خودآسیبی اشاره دارد که در آن فرد قصد مرگ ندارد) متمایز می‌کنند.

SUICIDAL IDEATION: We define suicide as the act of intentionally ending one's own life. Nonfatal suicidal thoughts and behaviors (hereafter called “suicidal behaviors”) are classified more specifically into three categories: suicide ideation, which refers to thoughts, wishes, and preoccupations of engaging in behavior intended to end one's life; suicide plan, which refers to the formulation of a specific method through which one intends to die; and suicide attempt, which refers to engagement in potentially self-injurious behavior in which there is at least some intent to die. Most researchers and clinicians distinguish suicidal behavior from nonsuicidal self-injury (e.g., self-cutting), which refers to self-injury in which a person has no intent to die; such behavior is not the focus of this review.

حمایت خانوادگی

خانواده نخستین نهاد و شالوده اجتماعی است که اعضاء در آن متولد شده و پرورش می‌یابند. از این‌رو والدین می‌توانند بعنوان یک تسهیل‌گر یا مانع، نقش بسیار مهمی در رشد روانشناختی فرزندان داشته باشند. خانواده بعنوان یک تامین‌کننده نقش حمایت‌های عاطفی، مالی، مادی و فیزیکی را برعهده دارد و نیز بر طبق اعتقاد نظریه‌پردازان می‌توان بیان داشت والدین با داشتن نقش الگو با انتقال ارزش‌ها، اهداف و انتظاراتشان، تاثیر بسیاری بر شکل‌گیری خودپنداره و روند زندگی اعضاء نیز دارند. پس والدین می‌بایست با گوش دادن به صحبت‌های فرزندان، حمایت از رفتارهای مثبت، پسندیده و سالم و توجه کردن به احساسات و عواطف آن‌ها کمک کنند تا فرزندان با ایجاد رابطه‌ای نزدیک و صمیمانه با آن‌ها درصدد مقابله با تنش‌ها و بحران‌های زندگی برآیند. لازم است والدین اجازه دهند تا با صحبت و گفتگو، احساس مسئولیت و ارزشمندی و خودکارآمدی در آن‌ها رشد کرده و تقویت شود و نیز با گزینش روش‌های معقول و سنجیده، راه رسیدن به استقلال فردی و رشد اجتماعی را برای فرزندان روشن نمایند.

خداپناهی، م؛ اصغری، آ؛ صالح صدق پور، ب؛ کتیبایی، ژ.(1388). ساختف اعتباریابی و رواسازی پرسشنامه حمایت اجتماعی خانواده(مطالعه مقدماتی)، فصلنامه خانواده پژوهی، سال پنجم، شماره 20، ص439-423.
ناصح، م؛ قاضی نور، م؛ جغتایی، م؛ نجومی، م؛ ریشتر، ی.(1390).گونه فارسی پرسشنامه حمایت اجتماعی، فصلنامه علمی-پژوهشی رفاه اجتماعی، سال یازدهم، شماره 41، 265-251.
وحید دستجردی، ل؛ نیلفروشان، پ.(1394).امید شغلی: نقش عوامل شخصی، اجتماعی و حمایت اجتماعی، پژوهش نامه روانشناسی مثبت، سال اول، شماره چهارم، پیاپی4، ص28-15.

حمایت اجتماعی

حمایت اجتماعی يك شبکه اجتماعی و عامل محافظتی است كه براي افراد منابع روان‌شناختي و محسوسي را از جمله آرامش احساسی و جسمانی فراهم می‌كند تا بتوانند با شرايط استرس‌زای زندگي و مشكلات روزانه كنار بيايند. بطور معمول حمايت اجتماعي به 4 دسته تقسیم می‌شود:
1. حمایت احساسی: این همان چیزی است که اکثر افراد در زمان صحبت از حمایت اجتماعی به آن فکر می‌کنند و بصورت کلی دربرگيرنده احساس عشق ورزیدن، اهميت دادن و درك طرف مقابل است.
2. حمایت عملی: با نام حمایت ملموس نیز یاد می‌شود و به کمک‌های مادی اطلاق می‌شود که باعث می‌شود شما وظایف خود را در زندگی روزمره بهتر تکمیل کنید. مانند دریافت پول، غذا، بردن فرد به دکتر، کمک در اسباب کشی و...
3. حمایت اطلاعاتی: شامل فراهم آوردن اطلاعات و يا پيشنهادات است و فرد را قادر می‌سازد تا با مشكلات و سختی‌ها كنار بيايد و یا بعبارت دیگر افراد با به اشتراک گذاشتن دیدگاهشان درباره یک شرایط خاص یا صحبت درباره نحوه مدیریت در آن شرایط، به شما کمک می‌کنند تا درک بهتری درباره یک موقعیت و انتخاب بهترین شیوه مدیریت و حل مسئله پیدا کنید.
4. تعامل مثبت: به حمایتی گفته می‌شود که فرد از گذراندن زمانی با دیگران در گروه‌های اجتماعی دریافت می‌کند.

نارضایتی جنسیتی

«ناهمخوانی آشکار بین جنسیت تجربه شده یا بیان شده هر فرد با جنسیتی که در بدو تولد به وی اختصاص داده شده است». این ناهمگونی جنسیتی در گذشته با عنوان اختلال هویت جنسیتی (GID) یاد می‌شد که با انتشار DSM-5 در سال ۲۰۱۳ برای از بین بردن انگ اجتماعی حاصل از برچسب، عنوان اختلال به اصطلاح «نارضایتی جنسیتی» تغییر یافت. افرادی که این نارضایتی را تجربه می‌کنند، نمی‌توانند با بیان جنسیت خود در هنگام شناسایی و تفکیک در نقش‌های سنتی اجتماعی با عنوان مرد یا زن، ارتباط برقرار کنند. این افراد غالبا به عنوان تراجنسیتی شناخته می شوند.

واژه تراجنسیتی شامل افراد transsexual، intersex، هر گروهی که خارج از جنسیت زن/مرد شناسایی می‌شوند و بطور کلی افرادی که بیان جنسیت و رفتارشان با انتظارات اجتماعی متفاوت است، می‌باشد. این اصطلاح با گرایش جنسی متفاوت است زیرا افراد تراجنسیتی ممکن است گرایش‌های مختلفی داشته باشند اما بطور کلی افراد ترنس‌جندر در دو دسته مرد تراجنستی و زن تراجنسیتی قرار می‌گیرند که به حتم در دوره‌ای از زندگی خود، نارضایتی جنسیتی را تجربه می‌کنند و تنها برخی از آن‌ها خواستار پاسخ‌های پزشکی مانند جایگزینی هورمون، جراحی تطبیق و باز تایید جنسیت یا روان‌درمانی هستند.

Gender dysphoria (previously gender identity disorder), according to Diagnostic and Statistical Manual of Mental disorders are defined as a “marked incongruence between their experienced or expressed gender and the one they were assigned at birth.” People who experience this turmoil cannot correlate to their gender expression when identifying themselves within the traditional, rigid societal binary male or female roles, which may cause cultural stigmatization. This can further result in relationship difficulties with family, peers, friends and lead to interpersonal conflicts, rejection from society, symptoms of depression and anxiety, substance use disorders, a negative sense of well-being and poor self-esteem, and an increased risk of self-harm and suicidality. People with gender dysphoria commonly identify as transgender.

TRANSGENDER: Since the 1990’s the word transgender has been used primarily as an umbrella term to describe those people who defy societal expectations and assumptions regarding gender (e.g., Lev, 2004; American Psychological Association, 2009a). It includes people who are transsexual and intersex, but also those who identify outside the female/male binary and those whose gender expression and behavior differs from social expectations. As in the case of sexual orientation, people perceived or described by others as transgender – including transsexual men and women – may identify in various ways (e.g., Pinto and Moleiro, 2015). People with this condition should be provided with psychiatric and psycotherapy support. Hormonal therapy and surgical therapy are also available depending on the individual case and patient needs.

خودکشی و افکار خودکشی

خودکشی به معنای پایان دادن به زندگی خود بطور عمدی می‌باشد و افکار خودکشی را نیز می‌توان یک میل مبهم، اما با نفوذ برای مردن تا نقشه کامل خودکشی در نظر گرفت. رفتارهای خودکشی در سه دسته کلی قرار می‌گیرند: «افکار خودکشی» بدین معناست که اشتغال ذهنی و فکری و نیز امیال فرد متمرکز بر رفتارهایی است که زندگی خود را پایان بخشد. «برنامه خودکشی» به تدوین روش خاصی اشاره دارد که فرد از طریق آن قصد مرگ دارد و «اقدام به خودکشی» که به معنای بکارگیری رفتار بالقوه آسیب‌رسان به خود است که به قصد مرگ می‌انجامد. لازم به ذکر است که اکثر محققان و پزشکان رفتار خودکشی را از خودزنی بدون قصد خودکشی (به خودآسیبی اشاره دارد که در آن فرد قصد مرگ ندارد) متمایز می‌کنند.

SUICIDAL IDEATION: We define suicide as the act of intentionally ending one's own life. Nonfatal suicidal thoughts and behaviors (hereafter called “suicidal behaviors”) are classified more specifically into three categories: suicide ideation, which refers to thoughts, wishes, and preoccupations of engaging in behavior intended to end one's life; suicide plan, which refers to the formulation of a specific method through which one intends to die; and suicide attempt, which refers to engagement in potentially self-injurious behavior in which there is at least some intent to die. Most researchers and clinicians distinguish suicidal behavior from nonsuicidal self-injury (e.g., self-cutting), which refers to self-injury in which a person has no intent to die; such behavior is not the focus of this review.

حمایت خانوادگی

خانواده نخستین نهاد و شالوده اجتماعی است که اعضاء در آن متولد شده و پرورش می‌یابند. از این‌رو والدین می‌توانند بعنوان یک تسهیل‌گر یا مانع، نقش بسیار مهمی در رشد روانشناختی فرزندان داشته باشند. خانواده بعنوان یک تامین‌کننده نقش حمایت‌های عاطفی، مالی، مادی و فیزیکی را برعهده دارد و نیز بر طبق اعتقاد نظریه‌پردازان می‌توان بیان داشت والدین با داشتن نقش الگو با انتقال ارزش‌ها، اهداف و انتظاراتشان، تاثیر بسیاری بر شکل‌گیری خودپنداره و روند زندگی اعضاء نیز دارند. پس والدین می‌بایست با گوش دادن به صحبت‌های فرزندان، حمایت از رفتارهای مثبت، پسندیده و سالم و توجه کردن به احساسات و عواطف آن‌ها کمک کنند تا فرزندان با ایجاد رابطه‌ای نزدیک و صمیمانه با آن‌ها درصدد مقابله با تنش‌ها و بحران‌های زندگی برآیند. لازم است والدین اجازه دهند تا با صحبت و گفتگو، احساس مسئولیت و ارزشمندی و خودکارآمدی در آن‌ها رشد کرده و تقویت شود و نیز با گزینش روش‌های معقول و سنجیده، راه رسیدن به استقلال فردی و رشد اجتماعی را برای فرزندان روشن نمایند.

خداپناهی، م؛ اصغری، آ؛ صالح صدق پور، ب؛ کتیبایی، ژ.(1388). ساختف اعتباریابی و رواسازی پرسشنامه حمایت اجتماعی خانواده(مطالعه مقدماتی)، فصلنامه خانواده پژوهی، سال پنجم، شماره 20، ص439-423.
ناصح، م؛ قاضی نور، م؛ جغتایی، م؛ نجومی، م؛ ریشتر، ی.(1390).گونه فارسی پرسشنامه حمایت اجتماعی، فصلنامه علمی-پژوهشی رفاه اجتماعی، سال یازدهم، شماره 41، 265-251.
وحید دستجردی، ل؛ نیلفروشان، پ.(1394).امید شغلی: نقش عوامل شخصی، اجتماعی و حمایت اجتماعی، پژوهش نامه روانشناسی مثبت، سال اول، شماره چهارم، پیاپی4، ص28-15.

حمایت اجتماعی

حمایت اجتماعی يك شبکه اجتماعی و عامل محافظتی است كه براي افراد منابع روان‌شناختي و محسوسي را از جمله آرامش احساسی و جسمانی فراهم می‌كند تا بتوانند با شرايط استرس‌زای زندگي و مشكلات روزانه كنار بيايند. بطور معمول حمايت اجتماعي به 4 دسته تقسیم می‌شود:
1. حمایت احساسی: این همان چیزی است که اکثر افراد در زمان صحبت از حمایت اجتماعی به آن فکر می‌کنند و بصورت کلی دربرگيرنده احساس عشق ورزیدن، اهميت دادن و درك طرف مقابل است.
2. حمایت عملی: با نام حمایت ملموس نیز یاد می‌شود و به کمک‌های مادی اطلاق می‌شود که باعث می‌شود شما وظایف خود را در زندگی روزمره بهتر تکمیل کنید. مانند دریافت پول، غذا، بردن فرد به دکتر، کمک در اسباب کشی و...
3. حمایت اطلاعاتی: شامل فراهم آوردن اطلاعات و يا پيشنهادات است و فرد را قادر می‌سازد تا با مشكلات و سختی‌ها كنار بيايد و یا بعبارت دیگر افراد با به اشتراک گذاشتن دیدگاهشان درباره یک شرایط خاص یا صحبت درباره نحوه مدیریت در آن شرایط، به شما کمک می‌کنند تا درک بهتری درباره یک موقعیت و انتخاب بهترین شیوه مدیریت و حل مسئله پیدا کنید.
4. تعامل مثبت: به حمایتی گفته می‌شود که فرد از گذراندن زمانی با دیگران در گروه‌های اجتماعی دریافت می‌کند.

مطالعه بیشتر

از همکاری شما در پیشبرد اهداف پژوهش سپاسگزاریم.

هدف از این پژوهش، آگاهی‌بخشی در راستای بهبود شرایط زندگی برای افراد ترنس در ایران است.

از همکاری شما در پیشبرد اهداف پژوهش سپاسگزاریم.

هدف از این پژوهش، آگاهی‌بخشی در راستای بهبود شرایط زندگی برای افراد ترنس در ایران است.

از همکاری شما در پیشبرد اهداف پژوهش سپاسگزاریم.

هدف از این پژوهش، آگاهی‌بخشی در راستای بهبود شرایط زندگی برای افراد ترنس در ایران است.